Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
nicht überprüft
<adj.>
U
آزمایش نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
آزمایش نشده
ungeprüft
<adj.>
U
آزمایش نشده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nicht eingeschätzt
U
درجه بندی نشده
[ارزیابی نشده]
Bewährung
{f}
U
آزمایش
Test
{m}
U
آزمایش
Examen
{n}
U
آزمایش
Tests
{pl}
U
آزمایش ها
Versuch
{m}
U
آزمایش
Experiment
{n}
U
آزمایش
Prüfung
{f}
U
آزمایش
Erleben
{n}
U
آزمایش
Untersuchung
{f}
U
آزمایش
Atomversuch
{m}
U
آزمایش هسته ای
Bluttest
{m}
U
آزمایش خون
Blutuntersuchung
{f}
U
آزمایش خون
Blutprobe
{f}
آزمایش خون
Belastungstest
{m}
U
آزمایش تنش
Bremsprobe
{f}
U
آزمایش ترمز
Blindversuch
{m}
U
آزمایش کور
Blutanalyse
{f}
U
آزمایش خون
Schwangerschaftstest
{m}
U
آزمایش بارداری
klinische Studie
U
آزمایش بالینی
durch Ausprobieren
U
با آزمایش و خطا
Bewährungsfrist
{f}
U
دوره آزمایش
Eignungstest
{m}
U
آزمایش لیاقت
Untersuchung
{f}
U
آزمایش
[پزشکی]
Erzprobe
{f}
U
آزمایش فلز
Versuch
{m}
U
آزمایش
[پزشکی]
Fahrprüfung
{f}
U
آزمایش رانندگی
Eignungsprüfung
{f}
U
آزمایش لیاقت
Erprobung
{f}
U
آزمایش
[پزشکی]
Experiment
{n}
U
آزمایش
[علمی]
Befund
{m}
U
نتیجه آزمایش
[پزشکی]
Weinprobe
{f}
U
آزمایش شراب با چشیدن
Lasttest
{m}
U
آزمایش تنش
[مهندسی]
Bankenstresstest
{m}
U
آزمایش تنش بانکی
a priori
<adv.>
U
بدون بررسی یا آزمایش قبلی
von vornherein
<adv.>
U
بدون بررسی یا آزمایش قبلی
mutmaßlich
<adv.>
U
بدون بررسی یا آزمایش قبلی
ohne Prüfung
<adv.>
U
بدون بررسی یا آزمایش قبلی
ohne Überprüfung
<adv.>
U
بدون بررسی یا آزمایش قبلی
Millikan-Versuch
{m}
U
آزمایش قطره روغن
[فیزیک]
Hätten Sie Bedenken, sich für Tests zur Verfügung zu stellen?
U
آیا شما اعتراضی در مورد داوطلب شدن برای آزمایش دارید؟
Laut Vorschrift müssen sich alle Mitarbeiter einer ärztlichen Untersuchung unterziehen.
U
آیین نامه تجویز می کند که همه کارکنان باید آزمایش پزشکی بدهند.
ein Blutprobe nehmen
U
گرفتن نمونه خون
[برای آزمایش خون]
nicht verifiziert
<adj.>
U
کنترل نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
تایید نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
بررسی نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
تست نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
بازرسی نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
امتحان نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
ارزیابی نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
ارزیابی نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
ممیزی نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
ممیزی نشده
nicht ausgegeben
<adj.>
U
توزیع نشده
ungeprüft
<adj.>
U
امتحان نشده
ungeprüft
<adj.>
U
ارزیابی نشده
ungeprüft
<adj.>
U
ممیزی نشده
ungebrochen
<adj.>
U
نقض نشده
ungebrochen
<adj.>
U
رام نشده
ungebeugt
<adj.>
U
سرکوب نشده
ungeprüft
<adj.>
U
بازرسی نشده
nicht ausgegeben
<adj.>
U
منتشر نشده
ungeprüft
<adj.>
U
کنترل نشده
ungeprüft
<adj.>
U
تایید نشده
ungeprüft
<adj.>
U
بررسی نشده
ungeprüft
<adj.>
U
تست نشده
ungebrochen
<adj.>
U
سرکوب نشده
nicht abgesagt
U
فسخ نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
تایید نشده
nicht gewertet
U
ارزیابی نشده
nicht angemeldet
<adj.>
U
ثبت نشده
Unbeirrt
<adj.>
U
منصرف نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
کنترل نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
بررسی نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
بازرسی نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
امتحان نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
تست نشده
nicht angezapft
<adj.>
U
متصل نشده
[در وسط مدار]
verschwunden
<adj.>
U
ناپدید شده
[پیدا نشده ]
nicht gezündet
<adj.>
U
روشن نشده
[به آتش نزده]
Nacherklärung
{f}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Druckfahne
{f}
U
نمونه ستونی و صفحه بندی نشده مطالب چاپی
Dunkelziffer
{f}
U
تعداد برآورد شده از موارد ناشناخته
[ثبت نشده]
Selbstanzeige
{f}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
eine beachtliche Dunkelziffer von Verbrechen
U
تعداد قابل توجهی از جنایت های کشف نشده
Selbstanzeige erstatten
U
تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
eine Nacherklärung einreichen
U
تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Steuerrecht
{n}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
[قانون]
[اصطلاح رسمی]
Da kommt noch mehr.
<idiom>
U
هنوز تمام نشده است.
[هنوز ادامه دارد]
Da kommt noch etwas.
<idiom>
U
هنوز تمام نشده است.
[هنوز ادامه دارد]
Das ist noch nicht alles.
<idiom>
U
هنوز تموم نشده.
[هنوز ادامه داره]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com