Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Endstation. Alle aussteigen. U آخرین ایستگاه. همه پیاده بشن. [حمل و نقل]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Endstation {f} آخرین ایستگاه
Setzen Sie mich vor dem Bahnhof ab! U من را جلوی ایستگاه راه آهن پیاده کنید!
Welcher Halt für Brandenburger Tor? U کدام ایستگاه مترو [پیاده بشوم ] برای دروازه براندنبورگ؟
zuletzt <adv.> U در آخرین مرحله
letztes Wort {n} آخرین واژه
Ultimatum {n} U آخرین پیشنهاد قطعی
Epilog {m} U آخرین بخش داستان
Flügelmann {m} U آخرین فرد جناح
Epilog {m} U آخرین بخش شعر
zum ersten [letzten] Mal U برای اولین [آخرین] بار
in der letzten Minute entschieden werden <idiom> U تا آخرین لحظه با تهیج معلق ماندن
Wann fährt die letzte U-Bahn ab? U آخرین قطار مترو کی حرکت می کند؟
bis zur letzten Minute spannend bleiben <idiom> U تا آخرین لحظه با تهیج معلق ماندن
in der letzten Minute entschieden werden <idiom> U تا آخرین لحظه با تهیج نا معلوم ماندن
bis zum letzten Moment offen bleiben <idiom> U تا آخرین لحظه با تهیج نا معلوم ماندن
bis zum letzten Moment offen bleiben <idiom> U تا آخرین لحظه با تهیج معلق ماندن
bis zur letzten Minute spannend bleiben <idiom> U تا آخرین لحظه با تهیج نا معلوم ماندن
Auslaut {m} U آخرین حرف صدا دار کلمه
Abendmahl {n} U آخرین شام [حضرت عیسی با حواریون]
Jemandem ein Ultimatum stellen U به کسی آخرین پیشنهاد را دادن [در معامله ای]
Die letzten Tests sind gerade erfolgreich verlaufen. U هم اکنون آخرین تست ها با موفقیت به انجام رسیدن.
Er ist ein direkter Nachkomme des letzten Kaisers. U او [مرد] نسل اجدادی آخرین قیصر است.
Jemandem ein Ultimatum stellen U به کسی آخرین مدت را دادن [برای اجرای قراردادی]
Außer [Mit Ausnahme von] zwei Schülern konnte niemand die letzte Frage richtig beantworten. U به غیر از دو دانش آموز هیچ کس نتوانست آخرین پرسش را درست پاسخ بدهد.
Haltestelle {f} ایستگاه
Polizeiwache {f} U ایستگاه کلانتری
Autohof {m} U ایستگاه کامیون
Polizeirevier {n} U ایستگاه کلانتری
Funkstation {f} U ایستگاه رادیو
Autobushaltestelle {f} U ایستگاه اتوبوس
U-Bahnhof {m} [Untergrundbahnhof] U ایستگاه مترو
Busbahnhof {m} U ایستگاه اتوبوس
Bushaltestelle {f} ایستگاه اتوبوس
Bahnhof {m} ایستگاه مترو
Richtung {f} U ایستگاه آخر
U-Bahn Station {f} U ایستگاه مترو
Bahnhof {m} ایستگاه قطار
Endstation {f} U ایستگاه آخر
Endhaltestelle {f} U ایستگاه آخر
Bahnsteig {m} U سکو [ایستگاه قطار]
Flottenstation {f} U ایستگاه نیروی دریایی
Eisenbahnstation {f} U ایستگاه راه آهن
Feuerwache {f} U ایستگاه آتش نشانی
Bodenstation {f} U ایستگاه زمین [هواپیما]
Bahnhof {m} ایستگاه راه آهن
Internationale Raumstation {f} U ایستگاه فضایی بین المللی
Bahnsteig {m} U سکوی ایستگاه راه آهن
Bahnhofsvorsteher {m} U رییس ایستگاه راه آهن
Weltraumstation {f} U ایستگاه فضایی [ستاره شناسی]
Bahnhofshalle {f} U تالار ایستگاه راه آهن
Raumstation {f} ایستگاه فضایی [ستاره شناسی]
Hält nicht überall. U [قطار] هر ایستگاه نمی ایستد.
Bahnhofs-Übersichtsplan {m} U برنامه کلی ایستگاه [قطار]
Bahnhofswirtschaft {f} U رستوران ایستگاه راه آهن
Eisenbahnknotenpunkt {m} U ایستگاه تقاطع راه آهن
Elektroladepunkt {m} U ایستگاه بارگیری خودروی الکتریکی
Hauptbahnhof {m} ایستگاه مرکزی راه آهن
Elektroladestelle {f} U ایستگاه [جایگاه] بارگیری خودروی الکتریکی
Hält dieser Zug am Halensee? U این قطار در [ایستگاه ] هالنز می ایستد؟
Welche Haltestelle für Lankwitz? U کدام ایستگاه [اتوبوس] به لانکویتس می رود؟
Perron {m} U سکوی ایستگاه راه آهن [در سوئیس]
Zentraler Omnibusbahnhof [ZOB] U مرکز ایستگاه اتوبوس و وسیله نقلیه عمومی
Sag mir Bescheid, um welche Zeit du kommst und ich hole dich von der Endstation ab. U به من بگو کی میرسی و من با تو در ایستگاه آخری ملاقات میکنم.
zu Fuss U پیاده
Fußweg {m} U پیاده رو
Bankett {n} U پیاده رو
Bürgersteig {m} U پیاده رو
Fußpfad {m} U پیاده رو
Sparpreis {m} U بلیط ارزان [آگهی در ایستگاه قطار یا وبگاه راه آهن]
Ich habe mich verlaufen. U گم شده ام. [پیاده]
absetzen U پیاده کردن
zu Fuß gehen U پیاده رفتن
Fußvolk {n} U پیاده نظام
Begehung {f} U پیاده روی
Fußreise {f} U سفر پیاده
Fußgänger {m} U عابر پیاده
spazieren U پیاده رفتن
Straßenrand {m} U لبه پیاده رو
geteilt U تقسیم شده [نشان می دهد کدام ایستگاه قطار جدا میشود]
Anlandung {f} U از کشتی پیاده شدن
Ausbau {m} U پیاده کردن [موتور]
Bauer {m} U مهره پیاده [شطرنج]
Bordkante {f} U حاشیه سنگی پیاده رو
Fußweg {m} U راه عابر پیاده
im Schritt U با سرعت پیاده روی
Bordstein {m} U حاشیه سنگی پیاده رو
Jemanden aussteigen lassen U کسی را پیاده کردن
wandern U پیاده روی کردن
aus einem Fahrzeug aussteigen U پیاده شدن از وسیله نقلیه ای
Zebrastreifen {pl} U محل خط کشی عبور پیاده
Fußgängerübergang {m} U محل خط کشی عبور پیاده
Abbau {m} U پیاده کردن [ماشین آلات]
Ich muss hier aussteigen. U باید اینجا پیاده بشوم.
Können Sie mir sagen wenn ich aussteigen muss? U میتوانید به من بگویید کی پیاده بشوم؟
Fußgängerüberweg {m} U محل خط کشی عبور پیاده
absteigen U پیاده شدن [وسیله حمل و نقل]
aussteigen U پیاده شدن [وسیله حمل و نقل]
Wie viele Minuten zu Fuss? U چند دقیقه پیاده طول می کشد؟
aussteigen lassen U پیاده کردن [وسیله حمل و نقل]
Können Sie mir sagen wenn ich raus muss? U میتوانید به من بگویید کی پیاده بشوم؟ [روزمره]
Radfahrstreifen {m} U راه دوچرخه [در پیاده رو یا زمین جاده]
Fahrradstreifen {m} U راه دوچرخه [در پیاده رو ی زمین جاده]
Verkehrsinsel {f} U سکوی وسط خیابان برای ایستادن پیاده رو
End... U پایانی [انتهایی] [محل پیاده وسوار کردن ]
Anschluss... U پایانی [انتهایی] [محل پیاده وسوار کردن ]
Abschluss... U پایانی [انتهایی] [محل پیاده وسوار کردن ]
Man kommt nur zu Fuß dorthin. U به جز پیاده جوری دیگر نمی شود به آنجا رفت.
Fußgängerzone {f} U منطقه عبور پیاده [خیابان با آجر سرخ پوشیده شده با سر تا سر مغازه]
Dienstbezirk {m} U ایستگاه پلیس [در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
Revier {n} U ایستگاه پلیس [در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
Polizeirevier {n} U ایستگاه پلیس [در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
Anschlag {m} U راهروی معدن [ایستگاه معدن]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com